قهرمان ميرزا عين السلطنه

1231

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مردود اهل شهر [ است ] و يك بچه همدانى نزدش نمىرود و اعتنا ندارد . حكومت و نظم هم با حسام الملك است . از اين‌جا هم تمام احكامات به افتخار اوست و نظم را از او مىخواهند . شيخيهء همدان در طهران اغلب شيخيه طهران آمده حاجى ميرزا باقر رئيس آنها حضرت عبد العظيم است . گفتند شيخيهء تبريز تلگرافى كرده‌اند كه اگر حكم به حق دربارهء نزاع همدان نشود ما هم آنچه همدانى در تبريز است خواهيم كشت . شاه هم بواسطهء شيخيه بودن والده‌شان قدرى متهم [ است ] ، بلكه عموم متشرعه گمانى دارند و حال آن‌كه تا قبل از فوت مرحومه شكوه السلطنه اين گمان بود ليكن حاليه به كلى مرتفع [ شده ] و ابدا بدان مذهب نيستند ، بلكه خيلى مكروه مىدارند و چند نفر از نوكرهاى شكوه السلطنه [ را ] كه شيخى بودند و مجبورا بعد از فوت او خدمت شاه بودند پس از جلوس از خلوت و درب خانه خارج كرده به‌كار و شغل ديگر كه دور از خودشان بودند بازداشته شدند . ملاير ملايريها از دست سيف الدوله چهار ماه است عارض [ اند ] و حكمى نمىشود . عبد الله خان ملايرى مىگفت در قريهء نشر كه سرحد همدان و ملاير است و سه دانگش ملك من است نزاعى شده آن سه دانگ از دست من شكايت كرده به سر خانه و زندگى من رفته‌اند . بيست روز است مىخواهم معلوم كنم كه آن عبد الله خان من هستم و مدتى است طهرانم ممكن نمىشود كه عبد الله خان بودن خودم را ثابت كنم . از سر خانهء من برخاسته با خود من طهران گفتگو كنند . سالار الدوله - نايب مناب ظل السلطان سالار الدوله طهران آمده و عزل شده . اقبال الدولهء كاشانى حاكم كرمانشاهان شد . شاهزاده در باغ خازن الممالك منزل كرده خيلى متكبر و مغرور شده‌اند . ابدا اعتنائى نمىكنند و حال آن‌كه قبل از رفتن خيلى مهربان و مؤدب بود . ذكر مجالس او را در روزنامه‌هاى سابق كرده‌ام . در كرمانشاهان خيلى ظلم كرده . مىگويند كسى صاحب زن و دختر خوشگل نبود به سر وقت دختر و زنهاى مردم خيلى از شبها رفته و از ترس كشتن كسى قدرت حرف زدن نداشته ، الان در طهران هم مىگويند شبها با دو نوكر به خانهء جنده‌ها مىرود و ادارهء نظميه راپرت آن را داده است . سياه و لاغر و بدتركيب شده .